99آن جا را به تصرّف آورد و اكنون متعلّق است به «دولت ايران» ولى صيد مرواريد چندان نمىشود.
مسقط
شهرى است از «عربستان»، حاكم نشين امامت «مسقط»، فاصله شرقىاش از «مكّۀ معظّمه» سيصد فرسنگ است، طول جغرافىاش از «طهران» يازده درجۀ غربى و عرض شمالىاش 23 درجه و نيم، واقع است در كنار تنگه از «خليج فارس»، جمعيتش پنجاه هزار نفر است، و لنگرگاهش خيلى معتبر است. هوايش سوزان است و غير سالم. و معبر جميع امتعه 1 و اجناسى است كه از «هند» به «خليج فارس» بيايد و مركز تجارت معتبر و مرواريد هرمز است.
عدن
شهرى است از ملك «يمن»، واقع در كنار «خليج [فارس]»، فاصلۀ جنوب شرقىاش از «مخا» 36 فرسنگ است، سابق يك هزار نفر جمعيت داشت ولى از وقتى كه متعلّق شده است به دولت انگليس، خيلى ترقى نموده از حيثيت عمارت و جمعيت و آبادانى، و مكانيّت معتبر دارد در امور دولتى، و بندرى است تجارتگاه خيلى معمور.
باب المندب
«باب المندب»؛ يعنى درب سرشك و ندبه، خانزاد در شب جمعه 24 ذيقعده[1296ه . ق.]، وقت سحر از آن جا گذشت. تنگهاى است بسيار خطرناك در محلّ اتّصال «بحر احمر» و «درياى عمّان»، طولش قريب هشت فرسنگ است و طول جغرافىاش از «طهران» هشت درجۀ غربى است، و عرض شمالىاش دوازده درجه و نيم، در عرض اين تنگه دو كوه كشيده شده و معبر 2 را بر سه قسمت نموده، قسمت طرف يسار، خيلى كم عرض است و قسمت وسط خطرش كمتر است. «دولت انگليس» آنجا