93بغل آنها را مىكاوند و آن چه وجه نقد يا جنس قيمتى داشته باشند از آنها مىگيرند. و خانزاد [خانهزاد] چند «زوّار هروى» پياده را ديد، كه چنين سلوكى با آنها شده بود و كليّةً به فراخور حال هر كس، آن چه بتوانند دست درازى مىكنند.
از سر حدّ 1 «ايران»، الى حدود «بغداد» در خاك «عراق عرب»، قراء [قرى] و آبادىها ديد، مثل «خانقين» و شهر «وان» و «بعقوبه» و «قزل رباط» و «مندلى» و غيره، كه تمام آنها از آبهاى جارى نهرهاى ايران مشروب مىشوند. و همگى آباد و سبز و خرّم مىباشند و اراضى ايران كه اين آبها از روى آنها مىگذرد، همه كوير و چُول 2 و بى فايده افتاده و حال آن كه مىتوان به مخارج جزوى، سدّها بست و آبهاى زياد بر روى زمينهاى مستعدّ قابل خوب، جارى ساخت و آبادىها نمود و منافع كلّى براى دولت و رعيّت برداشت، بالتّبع همۀ طرق را امن ساخت، تا مثل حالت حاليه 3 هر روز قافله را در گوشهاى، دزدان سرحدّ لخت نكنند.
در قصر شيرين
حسب الامر اولياى دولت ابد مدّت، مقرّر است كه همواره در قصر شيرين جمعى سواره، ساخلو 4 باشند.
اين بنده به دقت رسيدگى نمود، زياده از سى يا چهل نفر نيستند، آنها [آن] هم با اسبهاى مفلوك و تفنگهاى مغشوش 5،و مىخواهند در مقابل دزدان سرحدّى بهادر چابك، كه همه باتفنگهاى معتبر واسبهاى كوه پيكراند، زيست كنند و قوافل 6 زوّار را بگذرانند.
فيما بين قصر [قصر شيرين] و سرحدّ، آثار چند قلعه و برج و آبادى، در كنار راه