64مىشود. اميدوارم به حق اين پيغمبر صلى الله عليه و آله و ائمۀ اطهار، كه در دل پادشاه اسلام بيندازد كه آنجا را بسازد و هم اين دويست يا سيصد را از خزانه بدهد، كه اين شش روز، اين بستن در را و اين هاى و هوى [را] بردارد. يا اينكه فرمايش بفرمايند كه چاكرانش بدهند و منت هم دارند،
قبرستان احد
با ميرزا نصراللّٰه مستوفى فرداش با جمعى از اهل حاج سوار شديم رفتيم به زيارت حمزه سيدالشهدا و شهداى جنگ احد 1 و چند مكان ديگر كه نماز دارد و دعا دارد، تمام را زيارت كرديم. آن غارى 2 كه جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله با اولى رفته بود از دست حضرات در همان كوه، تا قبر حمزه عليه السلام قريب به دو هزار قدم است.
امروز را قريب به ظهر برگشته سه ساعت از قرار همه روزه به زيارت پيغمبر صلى الله عليه و آله و به زيارت بقيع مشرف مىشديم، كه روزى دوبار بشود. روز ششم كه در مدينه مانديم بناى رفتن شد به طرف جبل، ظهرى بنا شد كه حاج جبلى برود يك فرسخى مدينه، به قول حمله دارها به دوره رفتم.
زيارت وداع
دو ساعت از روز رفته به زيارت وداع آمديم، امروز در مسجد اطوار 3 حضرات خدام و سقاها طريق ديگر است و اهل حاج را مىزنند، روى يك دسته زن، چوب گرفته موافق حساب نمىزنند. اين بنده با چند نفر ديگر ميان افتاده، تا اينكه به زور رسيده، زنها را از دست حضرات گرفته از مسجد بيرون كرديم، ديديم آن طرف مسجد يك مردى را دوره كردهاند، مىزنند بطريق كشتن، بنده مانع شدم با بنده زاده با چهار پنج نفر از آدمهايم