130رفته، وقتى كه به اداره رسيدم به آقاى تحويلدار گفتم، مبلغ سى شاهى تمبر بدهيد، تمبر را گرفته به پاكت چسبانده، به جعبه انداختم، دست به جيب برده، خواستم پول تمبر بدهم، ديدم پول سياه ندارم! يك قران با يك ده شاهى به آقاى تحويلدار دادم، آقاى تحويلدار فرموده اين ده شاهى را به سيصد دينار قبول مىنمايم، بنده عرض كردم شما مىفرماييد ده شاهى، بعد مىفرمائيد سيصد دينار قبول مىكنم؟ دليلش چيست؟ در صورتى كه يكى از مستخدمين رسمى دولت هستيد، بايد پول دولت را ترويج كنيد نه اينكه ده شاهى را به سيصد دينار برداريد! گفت: من نمىدانم. اينجا سيصد دينار است، بنده يك قران پول سفيد داده، ده شاهى گرفته، از پست خانه بيرون آمدم.
ديگر اينكه: از دوائر دولتى كه خراب است، ادارۀ تحديد «كرمانشاه» [است.] مخصوصاً يك عدّه از كسبه و تجار، با اهل اداره قرارداد مخصوصى دارند كه «ترياك بىباندرُل» 1 مىفروشند و بعضى اوقات هم اغلب، از مفتشين ترياكهاى بىباندرول استفادۀ معنوى [مى]برند.
به عبارت اخرى به دست زوّار و غربا مىبينند، مىگويند قاچاق است، در صورتى كه خودشان مىدانند، در هر دكان چند من و چند لوله ترياك، به عنوان قاچاق به مصرف فروش مىرسانند، خصوصاً وقتى كه بنده از پستخانه به نزد رفقا آمدم، ديدم يكى از رفقا حضور ندارد، [بعد كه آمد] پرسيدم كجا تشريف داشتيد؟ گفت رفتم در يك قهوهخانه شش نخود ترياك بكشم، وقتى كه از قهوهچى ترياك خواستم، آورد داد، من خواستم ترياك را بكشم، مفتش وارد شد، ترياك را از دست من گرفت و اظهار كرد ترياك شما قاچاق است، من گفتم به من چرا مىگوئيد؟ برو به آن پدرسوخته بگو كه اجازه داده است، هم حقوق دولت را از بين برده و هم مردم را به زحمت انداخته [است.]
چون مفتّش 2 از من نااميد شد، و دانست كه من چيزى به او نخواهم داد، مجبور شده آژان 3 را صدا كرده، گفت اينها ترياك قاچاق دارند، بايد اينها را به