125اميدوارم امناى دولت عليّه، اقدامى عاجل و مرحمتى كامل مبذول فرمايند.
ترياك بى پير مرا خوار كرد
زندگى اين نيست شدم سير سير
از غم ايام شدم پير پير
فصل دوم
حركت از همدان
يوم هشتم شهر شوّال، از «همدان» حركت نموده، به سمت «كرمانشاه» رهسپار شديم. چون به اول «گدوك اسدآباد» رسيده، قرب 1 يك چارك برف باريده بود، لذا «گدوك» 2 به كلى مسدود بود. چند نفر مشغول پاك كردن جاده بودند [و] به اندازۀ يك اتومبيل كه گذر كند، [جاده را] باز نموده بودند، ولى چندين اتومبيل و گارى پشت سر هم ايستاده بود.
چون قدرى بالا رفتيم، تقريباً دويست رأس قاطر، بر عدۀ اتومبيل افزوده شد، با ذلت تمام مشغول حركت بوديم، به طورى كه اگر يك گارى بالا مىايستاد، شوفر مجبور بود كه اتومبيل را نگاهدارد. به نحوى خود را به سر «گدوك» رسانيديم، ديديم «امنيّهها»