148امّا ميهمانان او چه كسانى بودند؟ و در آن هنگام بر او چه گذشت؟
در روايتى آمده است كه على(ع) به هنگام صبح به مسجد مدينه وارد شد و اعلام كرد: ديشب رسول خدا(ص) را به خواب ديدم، به من فرمود: سلمان در مدائن از دنيا رفته و به من سفارش فرمود كه بروم او را غسل و كفن كنم، بر او نماز بخوانم و به خاك بسپارم و من اكنون به سوى مدائن مىروم. 1
جابر بن عبدالله انصارى مىگويد: آن حضرت نماز جماعت صبح را براى ما خواند، بعد روى خود را به طرف ما برگردانيد و فرمود: اى مردم! خداوند شما را در مرگ برادر خود سلمان پاداش دهد، آنگاه عمامۀ رسول خدا(ص) بر سرگذاشت، پيراهن بلند آن حضرت را روى لباس خود پوشيد، شمشير و عصا برداشت و بر شتر غَضباء سوار شد و از مدينه خارج گرديد و به غلام خويش قَنبر فرمود: ده قدم بردار.
قنبر مىگويد: با برداشتن ده قدم، ما خود را در مدائن جلو در خانه سلمان يافتيم. 2
زاذان، خدمتگزار سلمان مىگويد:
سلمان پيش از اين به من گفته بود: هر وقت چانۀ مرا بستى، صداى سقوط چيزى را مىشنوى، وقتى چانۀ سلمان را بستم، صداى سقوط چيزى را شنيدم، پشت در خانه آمدم، ديدم اميرمؤمنان(ع) وارد شد.