142طور مستقيم در دستور كار خود قرار داده بود. سلمان بخشى از حقوق دريافتى خود را به نيازمندان مىداد و با «زنبيل بافى» خود، آموزش و نشاط براى كار و فعاليت ايجاد مىكرد و از افراد دردمند و گرفتار، دلجويى و مساعدت مىنمود. 1 زيرا سخن پيامبر(ص) پيوسته آويزۀ گوش او بود كه فرموده بود: هر بندهاى را كه خداوند توفيق پيشوايى دهد و دربارۀ مردم خويش، تقلّب و تزوير و فريبكارى كند، خداوند او را از بهشت محروم مىگرداند. 2
ه) اطاعت از على(ع)
سلمان با اجازۀ امام على(ع) از سوى خليفۀ دوم، استاندارى مدائن را پذيرفت 3 و شيوۀ استاندارى خويش را بر اساس ايمان، درايت و سادهزيستى قرار داد و كوشيد تا راهنمايىها و هدايتهاى امام على(ع) را معيار و ملاك فرمانروايى و مديريت خويش قرار دهد.
آن حضرت، در روزگارى كه در مدينه مىزيست و هنوز از جانب مردم به منصب امامت تعيين نشده بود، طى نامهاى به سلمان، سادهزيستى و پرهيز از مظاهر و زخارف فريبندۀ دنيا را توصيه كرده بود، تا وى هيچ گاه از مسير تقوا و درستكارى، پا را بيرون نگذارد و پيوسته