143به ياد حساب و كتاب و معاد باشد. 1
بدين جهت وسايل زندگى سلمان عبارت بودند از يك قلم، يك دوات، يك عصا، يك شمشير، يك پوست گوسفند (به عنوان فرش) و يك عبا كه نصف آن را زيرانداز و نصف ديگر آن را روانداز خود كرده بود. هنگامى كه نهر دجله طغيان كرد، سيل شهر مدائن را فرا گرفت و بيشتر خانههاى شهر خراب شد. اما وقتى سيل نزديك دكّان و محلّ كار سلمان رسيد، وى به سرعت پوست گوسفندى را كه فرش او بود، روى شانه گذاشت و قلم و دوات و عصايش را به دست گرفت و بالاى كوهى رفت و گفت: « هكذا يَنجُو المُخِفُّونَ يَومَ القِيامَة » 2؛ «روز قيامت هم، سبكباران، اينگونه نجات پيدا مىكنند».