57در برابر عوامل درونى و بيرونى اضطراب و افسردگى پايدارى ورزند. از اين حالت به «سكينه» تعبير شده است.
پىآمد روىگردانى از ياد خدا
كسى كه پيوند خود را با خداوند قطع كند، چيزى جز دنيا نمىماند كه به آن دل ببندد. در نتيجه، همه كوشش خود را صرف دنيا مىكند و در صدد اصلاح و توسعه زندگى دنيايى و بهرهگيرى بيشتر از مظاهر آن برمىآيد. البته وى هرگز با آنچه به دست مىآورد، به آرامش حقيقى نمىرسد و خشنود نمىگردد. از اين رو، همواره در صدد رسيدن به مرتبه بهتر و بالاتر است و اين حرص هرگز پايان نمىگيرد. چنين كسى پيوسته در غم و اندوه، دغدغه، اضطراب و در حسرت آرزوهاى از دست رفته به سر مىبرد. اين در حالى است كه اگر مقام پروردگارش را مىشناخت و به ياد او مىبود و باور مىكرد كه دنيا، گذرگاه است و زندگى دنيا در برابر آخرت، متاع بىارزشى است، آنگاه به آنچه خدا روزىاش كرده است، رضا مىداد و زندگى دنيا برايش آسان مىشد و روى «ضنك» و تنگى را نمىديد.
به سبب همين اعتقاد است كه مؤمن، زندگى آزاد و فرخندهاى دارد و در ثروتمندى و فقر، خود را سعادتمند مىبيند. ولى كافر چنين نيست؛ زندگى او در دو چيز خلاصه مىشود: نارضايتى از آنچه دارد