111پروردگارا! كيست كه شيرينى محبتت را چشيد و جز تو كسى را خواست و آن كيست كه به مقام قرب تو انس يافت و لحظهاى از تو روى گردانيد.
گفتم خوشا هوايى كز باغ خلد خيزد
گفتا خُنُك نسيمى كز كوى دلبر آيد
حافظ
اميرمؤمنان على(ع) در خطبه 218 نهج البلاغه، از لذت انس با خدا مىگويد:
پروردگارا، تو از هر انيسى براى دوستانت انيسترى و از همه آنها براى كسانى كه به تو اعتماد كنند، براى كارگزارى آمادهترى. آنان را در باطن دلشان مشاهده مىكنى و ميزان بصيرت و معرفتشان را مىدانى. رازهاى آنان نزد تو آشكار است و دلهاى آنها در فراق تو بىتاب. اگر تنهايى سبب وحشت آنان شود، ياد تو مونسشان است و اگر سختىها بر آنان فروريزد، به تو پناه مىبرند.
مولوى وصف اين شور و عشق را چه زيبا به نظم در آورده است:
زهى عشق، زهى عشق كه ماراست، خدايا