51به طور خصوصى با رسول خدا صلى الله عليه و آله ملاقات كردند و نيز نظر خود را در بدگويى از على عليه السلام با ارسال نامه به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله ابراز داشتند. به عبارت ديگر شكايت از على عليه السلام موضوعى اجتماعى و فراگير نبود كه نيازى به جمعآورى همۀ مردم در اجتماعى بزرگ مثل واقعۀ غدير باشد. امّا پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با گفتن: «إنّه منّى وأنا منه وهو وليّ كلّ مؤمن من بعدي» (آن هم چند بار) واقعۀ يمن و شكايت برخى از اصحاب از على عليه السلام را به فرصتى جهت طرح شايستگىهاى على عليه السلام تبديل ساخت.
د : اگر فرض كنيم كه هدف از برپايى واقعۀ غدير مسأله رفع كدورت صحابه از على عليه السلام و سفارش به دوستى با آن حضرت باشد، اوّلاً آيا معقول است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در انجام اين كار بيش از 20 روز تعلل كند؟ (چون اين كدورت قبل از ذىالحجّه و رفع آن در هيجدهم ذىالحجّه واقع شده است) ثانياً اين كار يعنى اعلام دوستى و همدلى با على عليه السلام چه خطرى داشته كه خداوند با وعدۀ «وَ اللّٰهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّٰاسِ » رسول خدا صلى الله عليه و آله را موظّف به انجام آن سازد؟
از آنچه به تفصيل گذشت ثابت مىشود كه برپايى واقعۀ غدير ارتباطى با مأموريت يمن ندارد و فلسفۀ كار پيامبر صلى الله عليه و آله در روز غدير امر مهمترى بوده كه اين امر چيزى جز تعيين رهبرى و جانشينى پس از خود و معرفى مصداق آن يعنى على عليه السلام نبوده است.