88در نامۀ ديگر امير المؤمنين عليه السلام به قُثَم ابن عباس آمده كه آن حضرت از توطئه معاويه و جاسوسان وى كه از شام براى اخلالگرى رهسپار مكه شده بودند، سخن گفته و والى مكه و امير حج را به مقابله با اين توطئهها و استقامت در حق فرا مىخواند. نامه چنين است:
«پس از ثناى الهى، مأمور اطلاعات من در مغرب (شام) برايم نوشته و به من اعلام كرده كه گروهى از مردم شام به سوى حج اعزام شدهاند، گروهى كور دل ناشنوا و كور دين كه حق را به باطل مشوب مىسازند و در طريق نافرمانى خالق از مخلوق اطاعت مىكنند و بادادن دين خود شير از پستان دنيا مىدوشند و آخرت را كه ويژه صالحان و پرهيزكاران است به متاع اين دنيا مىفروشند در حالى كه پاداش هر كار نيكى، به فاعلش عايد مىشود و جزاى شرّ جز به فاعل آن نمىرسد. بنابراين در مورد آنچه در اختيار دارى و مسؤوليتى كه بر عهدۀ تو است سخت قيام كن، قيام شخص دورانديش و نيرومند و نصيحت گر خردمند؛ قيام كسى كه مطيع فرمان امام و پيشواى خود مىباشد». 1
7 - امارت مكه و حج در تاريخ
ولايت امر كعبه و امارت حج يكى ديگر از شؤون دينى و اجتماعى اين فريضه بزرگ الهى است كه با توجه به شرافت كعبه معظمه و امر حج، از جايگاه مهمى برخوردار است و بايد به دست صالحترين افراد هر زمان باشد همانگونه كه قرآن تصريح مىكند: ولايت مسجدالحرام شايسته كسى جز پرهيزكاران نيست. إِنْ أَوْلِيٰاؤُهُ إِلاَّ الْمُتَّقُونَ 2از همان آغاز كه خانه كعبه بنا شد و قبله عابدان و مطاف زائران قرار