78
مىدانيد و مىبينيد و شاهد آن هستيد يا آن را شنيدهايد. اينك من مىخواهم چيزهايى را از شما بپرسم، پس اگر راست مىگويم مرا تصديق كنيد و اگر دروغ بود تكذيب كنيد. سخن مرا بشنويد و گفتارم را پنهان داريد و چون به شهرهايتان بازگشتيد و نزد قبيلههاى خود رفتيد كسانى را كه به امانت و وثاقتشان اطمينان داريد به آنچه مىدانيد آگاهى دهيد؛ چرا كه من بيم آن دارم كه اين حقايق مندرس شود و از خاطرهها محو گردد. و البته خدا نور خود را تمام مىكند گرچه كافران كراهت داشته باشند.»
آنگاه امام حسين عليه السلام از ذكر آنچه خداوند در قرآن در شأن پدر و مادر و برادر و خود و خاندانش نازل فرموده است، فروگذار نكرد و همه را عنوان فرمود و تفسير نمود و تمام آنچه را پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دربارۀ پدر بزرگوارش على عليه السلام و مادر گراميش حضرت زهرا عليها السلام و خاندانشان فرموده بود، روايت كرد و در همۀ اين موارد صحابه مىگفتند:
«بار خدايا! اينها درست است، ما اينها را شنيدهايم و بدان گواهى مىدهيم»
و تابعين مىگفتند: «بار خدايا! كسانى اينها را براى ما روايت كردهاند كه به صدق و امانتشان ايمان داريم.» پس از آن كه همه چيز را بيان فرمود، خطاب به آنان گفت: «شما را بهخدا سوگند مىدهم كه چون به ديار خود برگشتيد اينها را به آنان كه مورد اعتماد شما هستند منتقل كنيد.» سپس ازمنبرفرود آمد و مردم متفرّق شدند. 1ملاحظه مىكنيم كه در آن اوضاع بحرانى و فضايى كه معاويه