239راغب در محاضرات، مىنويسد: «برخى از اهل عراق از عبداللّٰه بن عمر خونبهاى پشه را (بر محرم) پرسيدند، عبداللّٰه پاسخ داد: اى اهل عراق، خونبهاى پشه را از من مىپرسيد، در حالى كه شما پسر دختر پيغمبر خدا را كشتيد و پروا نكرديد، حال آن كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «حسن و حسين عليهما السلام دو ريحانۀ من از اين جهاناند». «يٰا أهْلَ الْعِرٰاقِ! تَسْأَلُوني عَنْ قَتْلِ الذّبٰابِ وَ قَدْ قَتَلْتُم ابنَ بِنْتِ رَسُولِاللّٰه ِوَ قَدْ قٰالَ رَسُولُ اللّٰه صلى الله عليه و آله : هُمٰا رَيْحاٰنَتي مِنَ الدُّنْيا». 1
در گذشته نيز، ضمن بحث از امنيت حرم، مواردى از هتك حرمت حرمين و تجاوز به مال و جان و عرض مسلمين بهوسيلۀ حكام اموى، با دستيارى همين مردم شام و كوفه آورديم و اينها نشان مىدهد كه حاكمان جور از حج ابزارى ساخته بودند براى سركوب حق و پايمال كردن احكام شريعت و دستمايۀ آنها جهل و حماقت مردم بود. اين است كه در روايات اهلبيت عليهم السلام مواردى آمده كه از بيهودگى و بىحاصلى حج اين مردم فريبخورده در آن وضعيت سخن مىگويد. اين جملۀ معروف از قول امام باقر و امام صادق عليهما السلام : «مٰا أكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أقَلَّ الْحَجِيجَ» 2 «هياهو چه بسيار است اما حجگزار كم!»، ناظر به همين وقايع است كه در بحث «ولايت و حج» به تفصيل از آن سخن گفتيم.
خلاصه اين كه: حج بايد با معرفت و شناخت توأم باشد و پيامهاى معنوى مناسك به حجگزاران تفهيم گردد تا سرمايه تعالى فكر و رشد هرچه بيشتر فرهنگى آنان باشد. و اين امر به رهبرى حج بستگى دارد. از