238و بهوسيلۀ آن مرد كوفى براى اميرالمؤمنين عليه السلام پيامى بدين مضمون فرستاد كه با صدهزار مرد جنگى كه شتر نر و ماده را تميز نمىدهند با تو نبرد خواهم كرد.
مسعودى سپس مىگويد: اطاعت كوركورانۀ اين مردم از معاويه به حدى بود كه هنگام حركت به صفّين نماز جمعه را در روز چهارشنبه خواند و با اين حال شاميان سر و جان فداى معاويه كردند. 1 اين وقايع نشان مىدهد كه ديكتاتور سالوس خود بهتر از هر كس مىدانست مردم شام مردمى ابله و فريبخوردهاند و تبليغات مسموم چهلسالۀ او، روى افكار آنها چه تأثيراتى نهاده است. گروهى از اينها همان مردم كوردلى هستند كه به حج اعزام شدهاند تا كارگزار اهداف حكومت شام باشند. اينها گلّۀ اغنامى هستند كه گرگ آنها را شبانى مىكند.. اميرالمؤمنين در نامه خود به «قُثم بن عباس» بدين مطلب اشاره فرموده است. نظير اين را از امام صادق عليه السلام مىشنويم. معاذ بن كثير مىگويد: در موقف بودم و انبوه حاجيان را تماشا مىكردم. خدمت امام صادق عليه السلام آمده عرض كردم: راستى مردمِ بسيارى به حج آمدهاند. امام به سوى آنان نظر افكند و سپس فرمود:
نزديك بيا. نزديك شدم، حضرت فرمود: خس و خاشاكى است كه موج با خود مىآورد! بهخدا حج جز براى شما نيست و بهخدا كه جز از شما پذيرفته نيست؛ «غُثَاءٌ يَأْتِى بِهِ المَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكاٰنٍ و اللّٰهِ مٰا الحَجُّ الّا لَكُمْ لاٰ وَ اللّٰهِ مٰا يُتَقَبَّلُ إلّامِنْكُم». 2 همچنين در مورد جهالت و نابخردى مردم آن زمان، گفتگويى است كه يك عراقى با عبداللّٰه بن عمر داشت.