221
شناخته شود و به ياد بيايد و از خاطرهها نرود. و اگر قرار بود هر جمعيتى تنها از كشورها و شهرهاى خود و حوادث و مسائل آنها سخن بگويند، مردم نابود مىشدند و شهرها ويران مىگرديد و بازرگانى و سودآورى تعطيل مىشد و اخبار و حوادث در پردۀ ابهام مىماند و كسى بر آنها آگاهى نمىيافت.»
چنانكه ملاحظه مىكنيم: امام صادق عليه السلام در اين روايت چند مطلب اساسى را متذكر شدهاند:
1 - اطلاع بر اخبار و آثار رسول خدا صلى الله عليه و آله كه در «بعد فرهنگى حج» به شرح آن خواهيم پرداخت.
2 - معارفه و آشنايى مسلمانان با يكديگر، كه نتيجۀ آن تبادل افكار و هميارى در حل مشكلات جهان اسلام است.
3 - فراگير بودن منافع نسبت به عموم مردم؛ از حجگزاران و غير آنها، در شرق و غرب و دريا و خشكى كه از اين درياى متلاطم و چشمۀ فياض، هر گروهى به حسب حال و استعداد خود به نوعى بهره مىگيرند.
4 - تأكيد بر اينكه، مردم نبايد با تنگنظرى و محدود نگرى، تنها به مصالح خود و منافع منطقۀ جغرافيايى خود بينديشند كه اين نوع تفكر جهان را به ويرانى مىكشد و سرنوشت انسانها را تباه مىسازد و اين با فلسفۀ جهانبينى و انساندوستى و نگرش فراملّيتى و برونمرزى اسلام در تضاد است. اسلام آيين بشريت است، لذا در اجتماع عظيم حج بايد مصالح انسانها و كشورها مد نظر قرار گيرد تا منافع آن شامل همۀ مردم شود و آبادى شهرها و حيات انسانها به اين است كه چرخهاى اقتصادى بهگردش درآيد و همه انسانها سود برند. فقر و تهىدستى از جامعه برافتد، عمران و آبادى بيايد و تمدن اسلامى نيرومند شود. بدين ترتيب