18همراه آورد.
حج شعار جاودانهاى است كه خداوند عزّت و شوكت مسلمانان را بدان مرهون ساخته است. و بدين مقياس مىبايست مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و آثار عرفانى و اخلاقى و اجتماعى و سياسى آن هريك جداگانه مورد مداقه و بررسى عميق واقع شود كه در هر بررسى و تحقيق، نكتههاى ناشناختۀ جديدى از آن رخ مىنمايد و عظمت اين فريضۀ متشابه را آشكارتر مىسازد؛ فريضهاى كه از بعد انسانسازى و تكامل معنوى، تجديد ذكر خدا، تذكارى از قيامت، عامل پيوند انسانها به مبدأ و معاد، تجلى روح تعبد و تسليم است. صبر و كفّ نفس را تمرين و تعليم مىدهد و انفاق و از خودگذشتگى را مىآموزد. خضوع و تذلّل انسان را، در برابر قدرت مطلقه جهان هستى، به نمايش مىگذارد. رضوان و غفران خداوند را در پى مىآورد و از اين بابت در تربيت اخلاقى و معنوى انسان نقش سازنده دارد و در يك سخن، حج مىتواند نقطه تحولّ حج گزاران باشد كه پيمودن طريق سير و سلوك آن، رهتوشهاى براى همۀ عمر و سرچشمهاى زايا و پويا و همراه با بركات و نعمات الهى است و اگر حجگزار به اين سرمايۀ غنى معنوى دست يافت و با چنين سنگ محكى از آزمايش الهى درست بيرون آمد، مىتواند به قبولى مناسك و اعمال خود چشم اميد ببندد وگرنه چه بسيارند نغمهسرايان حج و چه اندكند حجگزاران واقعى و بهفرمودۀ امام صادق عليه السلام : «ما أكْثرَ الضَّجيجَ و أَقلَّ الحَجيجَ». 1
همچنين از بعد سياسى و اجتماعى، حج فرصتى است بىمانند براى