17بسان قرآن است كه همه از آن بهرهمند مىشوند ولى انديشمندان و غواصان و دردآشنايان امت اگر دل به درياى معارف آن بزنند و از نزديك شدن و فرورفتن در احكام و سياستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف اين دريا گوهر هدايت و رشد و حكمت و آزادگى را بيشتر صيد خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سيراب خواهند گشت و همان اندازه كه آن كتاب زندگى و كمال و جمال در حجابهاى خودساخته ما پنهان شده است و اين گنجينه اسرارآفرينش در دل خروارها خاك كج فكرىهاى ما دفن گرديده است، حج نيز به همان سرنوشت گرفتار گشته است. سرنوشتى كه ميليونها مسلمان هر سال به مكه مىروند و پا جاى پاى ابراهيم و اسماعيل و هاجر مىگذارند ولى هيچكس نيست از خود بپرسد ابراهيم و محمد عليهما السلام كه بودند و چه كردند؟ و چه هدفشان بود، از ما چه خواستند؟ گويى به تنها چيزى كه فكر نمىشود همين است. مسلّم حجّ بىروح و بى تحرّك و قيام، حج بىبرائت، حج بىوحدت و حجى كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد حج نيست». 1با اين همه، نبايد نسبت به آنچه گذشته است صرفاً تأسف خورد و از آنچه بايد بشود غفلت ورزيد كه درنگ و تسامح در آن خسارت و ندامت افزونترى را در پى خواهد داشت. و بدين ترتيب بايد اذعان كرد آنچه تا كنون محققان دربارۀ حج و آثار آن بحث كردهاند، ما را از تحقيق و كاوش بيشتر در شناخت آثار عظيم جهانشمول آن بىنياز نمىسازد؛ زيرا اين سرچشمۀ زمزم حيات و عشق، بايد همواره جوشان بماند و بركاتى را بر حسب نياز بشر و تحول زمان و پيشرفت دانش و تكامل انسان