167در آيۀ كريمۀ آمده: أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ چه، واژۀ «مِن» تبعيض را افاده مىكند.
و شايد از آيۀ فوق اين نكته نيز به دست آيد كه اين گروه از مردم به مثابۀ قلب براى جامعهاند و جامعهاى كه ايمان ندارد قلب انسانى ندارد.
محور اصلى اركان؛ «حكومت و رهبرى» و بالأخره هستۀ مركزى جامعۀ توحيدى، امامت و رهبرى و حكومت عدل الهى است كه در سايۀ آن اركان، مدنيّت امّ القراى اسلامى شكل مىگيرد و پابرجا مىماند.
اين هستۀ مركزى و نقطۀ محورى نيز در دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام مورد توجه قرار گرفته، آنجا كه از خداوند مىخواهد، پيامبرى را براى ساكنان امّ القرى برانگيزد كه آيات الهى را بر آنان فرو خوانَد و كتاب و حكمت بياموزد و از آلودگىهاى اخلاقى، پاكسازى و تزكيه كند: رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيٰاتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتٰابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ 1مدينۀ فاضله، انسانهايى را مىطلبد كه:
در «بخشهاى اخلاقى» پرهيزكار و وارسته باشند، مسائل خانوادگى و حقوق متقابل پدر و مادر و فرزند را رعايت كنند.
در «مسائل اجتماعى»، امنيت ملى و آزادى و برادرى و برابرى و مانند آن را تأمين نمايند.
در «مسائل سياسى» از استبداد، استعمار و استثمار بپرهيزند.
بنابر اين مدينهاى فاضله است كه جامع همۀ اين شؤون باشد... و اگر جامعهاى بخواهد مدينۀ فاضلهاى بسازد، به يقين بدون داشتن حكومت