166مؤدّى اين مفهوم است؛ زيرا زندگى اجتماعى آنگاه انسانى و سالم و بدون آسيب است كه درآن امنيت حاكم باشد و واضح است كه امنيت جز در پرتو ايمان و اخلاق و حاكميت قانون و حق و عدل ميسّر نخواهد بود.
به علاوه آن كه قرآن كريم سرزمين مكه و حرم را منطقۀ امن قرار داده و بر اين ركن بنيادين تأكيد فرموده است: «وَمَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً». 1
و دعاى ابراهيم نسبت به ركن سوّم؛ يعنى «اقتصاد سالم» اشاره دارد:
وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرٰاتِ همچنانكه قرآن كريم در آيات ديگر نيز بدان توجه داده است:
«أوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً يُجْبىٰ إليه ثَمَرٰاتُ كلِّ شَيء». 2
«آيا حرم امنى را كه هرگونه نعمتى به سوى آن سرازيرمىشود، دراختيار آنان قرار نداديم؟»
و در خصوص مطلب چهارم؛ يعنى: «پيوستگى عواطف انسانى و آرامش دلها» آيۀ كريمۀ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ بيانگر اين است كه در مدينۀ فاضلۀ اسلامى، آنچه روح زندگى اجتماعى را تشكيل مىدهد پيوند دلها و گرايش قلبها به يكديگر است كه در پرتو عطوفت و رحمت، جامعهاى آباد از عواطف انسانى و مهر و محبت را پديد مىآورد و روابط اجتماعى را پايدار مىسازد. چه، در غير اين صورت روابط قابل اعتماد نيست و بديهى است كه ارتباط قلبى انسانها جز در پرتو ايمان به خداى يگانه و نفى هرگونه شرك و تعدّد خدايان، تحقق نمىيابد و اين تنها براى مؤمنان؛ يعنى بخشى از انسانها تحقّق پذير است، به همين دليل