159تحميل كردهاند و هيچ يك از اينها با شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در حاق واقع وفق نمىدهد. اينها مواردى است كه بسيارى از مردم بدان اسيرند و غافل از آنند كه به نوعى شرك و پرستش غير خدا گرفتارند.
خلاصه آن كه: بتها تنها در صور اوليه و چهرۀ ديرين، كه دورانش سپرى شده است، مجسّم نمىشوند. بتهاى حقيقى چيزى جز شعارهاى طاغوت نيستند كه خود را در زير پوشش بت پنهان كرده و مردم را به بند بردگى و بندگى كشيدهاند. بت سخن نمىگويد، نمىشنود و نمىبيند، بلكه كاهن يا حاكم است كه پشت سر آن ايستاده و اوراد جادويى را زمزمه مىكند و به نام آنها سخن مىگويد تا تودهها را بفريبد و به بندگى و ذلت بكشاند. بنابراين هرگاه در سرزمينى شعارهايى بلند شود كه حاكمان و كاهنان در لواى آنها حرف بزنند و چيزى بگويند يا قانونى بگذارند و ارزشها و معيارها و اعمالى را كه خداوند اجازه نداده ترويج كنند، اينها در حقيقت بتهايى هستند كه مورد ستايش قرار گرفتهاند.
هرگاه «مليت»، «وطن»، «ملت» يا «طبقه» شعار باشد تا مردم به پرستش اين عناوين كشيده شوند و بر خلاف اراده خدا، نفوس و اموال و اخلاق و نواميسشان به پاى آن قربانى شوند و هرگاه تعارضى ميان شرع و شعارهاى ياد شده پيش آيد، شريعت و قوانين و تعاليم آن به ديگر سوى نهاده شود و آن شعارها حاكم گردد و به تعبير صحيحتر و دقيقتر: ارادۀ طاغوتهايى كه پشت سر اين شعارها ايستادهاند حاكميّت يافت، اين همان پرستش بتها و روى گرداندن از خدا است. بنابراين بت هميشه سنگ يا چوب نيست بلكه گاهى در قالب مذهب يا شعار رخ مىنمايد.
اسلام تنها براى درهم كوبيدن بتهاى سنگى و چوبى نيامد و آنهمه