160تلاش و مجاهده از سوى پيامبران و آنهمه قربانىهاى ارزشمند و تحمل شكنجهها و رنجهاى بىشمار، تنها به منظور شكستن بتهاى سنگى و چوبى نبوده است.
اسلام آمد تا مرزِ فاصل پرستش خدا و تديّن به دينِ او را در همه شؤون زندگى بشر روشن سازد و پرستش غير خدا را در هر لباس و چهرهاى كه هست افشا كند.
بنابراين بايد در هر وضعيت و هر زمان ممكن، چهرهها را به بررسى نهاد و طبيعت نظامها و مسلكها را شناسايى كرد و روشن ساخت كه كداميك بر اساس توحيد است و كدامين بر پايۀ شرك؟ دين خدا در كدام حاكم است و طاغوتها و خدايان دروغين و بتهاى مورد پرستش در كداميك حضور دارند؟
آنان كه خود را مسلمان مىدانند، تنها به اين دليل كه با زبان به يگانگى خدا و رسالت پيامبر اسلام گواهى مىدهند و در مسائل طهارت و شعائر و ازدواج و طلاق و ميراث و... احكام دين را گردن نهادهاند، در حالى كه در همين قالب تنگ به آيين غير خدا دل داده و مقررات و قوانينى كه خداوند بدان اجازه نداده و بر خلاف شرع الهى است تسليم شدهاند و در راه آنها جان و مال و آبرو و اخلاق را - خواسته يا نخواسته - نثار كرده تا آنچه را بتهاى جديد از آنها خواستهاند تحقق بخشند و... مىپندارند مسلمانند و به دين خدا ايمان دارند، بايد به خود آيند و از اين شرك عظيم كه گرفتارش شدهاند توبه كنند و دست بردارند... شرك به خدا، تنها پذيرش الوهيت غير خدا نيست بلكه پيش از آن، در تحكيم ارباب قدرت و شريك ساختن آنها براى خدا تبلور مىيابد...
آرى، مردم بايد ببينند در زندگىشان چه كسى مقام برتر دارد؟ و