158
چهرههاى گوناگون شرك
پرستش بتها كه ابراهيم بدان اشاره كرده و از خدا خواسته است كه او و ذريهاش را از آن مصون دارد، تنها در چهرۀ بتهاى سنتى خلاصه نمىشود كه مردم در عهد ديرين و دورۀ جاهليت با آن سروكار داشتند؛ از قبيل مجسمههاى سنگى، چوب، طلا،نقره و حيوان يا ستاره، آتش، ارواح، اشباح و... تكيه كردن بر اين موارد ما را از صور گوناگون شرك در چهرۀ مدرن و امروزىاش منحرف مىسازد؛ زيرا در جاهليتِ جديد معبودهاى بىشمارى است كه انسانها را به پرستش و خضوع ناآگاهانه فرا خوانده و بسيارى بى آن كه خود بدانند، در كام شرك افتادهاند.
يكى از مفسران و محققان معاصر 1 مىنويسد:
شرك به خدا، كه با شهادت به يگانگى خداوند و تسليم در برابر ارادۀ الهى در تضاد است، در حالات و اوضاع گوناگون زندگى انسانها متبلور مىشود و كافى است كه بندهاى در پارهاى از ابعاد حيات به آن تن در دهد.
با اين كه در ابعاد ديگر به توحيد تسليم شده است. در زندگى امروز بشر، موارد بسيارى است كه نفوذ شرك در اعماق طبيعت او را به تصوير مىكشد. بندهاى كه با اعتقاد به خداى يگانه در وضو و طهارت و نماز و روزه و حج و ساير شعائر، دم از توحيد مىزند، گاه مىشود كه در زندگى اقتصادى و سياسى و اجتماعى به قوانين و مقرراتى تن داده كه درست در تضاد با آيين توحيد است. و در ارزشها و معيارهاى اجتماعى به پندارها و تصوّراتى تسليم شده كه ساخته و پرداختۀ غير خداست و در اخلاق و تقليدها و عادات و تجمّل و لباس به انسانهايى سرسپرده، كه آن اخلاق و عادات و تجمل و تقليد را بر خلاف شرع الهى و امر و نهى او بر وى