139
إلىٰ مكّةَ». 1
ابن عباس مىگويد: بر هيچ چيز آنقدر تأسف نخوردم كه نتوانستم پياده حج بجاى آورم؛ زيرا شنيدم از پيامبر خدا كه در آيۀ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ...» مىفرمود: خدا اول از پيادهها سخن گفته و سپس از سوارهها. و اين نشانۀ فضيلت است. 2فاكهى از امام باقر عليه السلام ، از پدرش، از قول رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود: «فضيلت پيادگان بر سوارهها، مانند برترى ماه در شب بدر بر ستارگان است.»
محمد بن على الباقر عليه السلام عن ابيه قال: ان النبى صلى الله عليه و آله قال: «فَضْلُ المُشاةِ على الرُّكبانِ كفَضْلِ القمر ليلةِ البدر على النجوم». 3
و نيز به گفتۀ فاكهى، در روايات تاريخى آمده كه: «اسكندر ذوالقرنين پياده آهنگ حج كرد، چون ابراهيم عليه السلام اين را شنيد به استقبال وى آمد» «وروي أنّ ذا القَرْنَينِ حَجّ ماشياً فَسَمِعَ به إبراهيمَ عليه السلام فتلقّاهُ». 4
از اين روايات و نظاير آن استفاده مىشود كه از ديرباز زائران بيتاللّٰهالحرام، در هر مقامى كه بودند، حتى زمامداران و ملوك، تذلل و خضوع خود را در زيارت كعبه به نمايش مىگذاشتند و اين سرزمين محل خلع سلاح قدرتمندان بوده است.
اين است سنّت ديرين حج. اما با روى كار آمدنِ خلفاى اموى و عباسى، بار ديگر اشرافيت جاهلى به اجتماع بازگشت كه حج نيز از آن