128همراه داشتند و لباسهاى مخصوصى مىپوشيدند تا امتيازات خود را نشان دهند و گاه به لهو و لعب و فجور و جدال و خصومت مراسم را به پايان برده و سپس در جمرۀ عقبه گردآمده و با اشعار و قصايد به ذكر مفاخر و نياكان خود مىپرداختند. اسلام با طرد اين آداب و رسوم، اساس حج را بر خير و تقوا نهاد و از ياوهگويى و فسق و فجور و جدال برحذر داشت:
اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِي الْحَجِّ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّٰهُ وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ وَ اتَّقُونِ يٰا أُولِي الْأَلْبٰابِ
1
«حج ماههاى مخصوصى دارد، پس آن كه در اين ماهها حج بگزارد، هوسرانى و نافرمانى و جدال در حج روا نيست و آنچه از عمل نيك انجام دهيد خدا بدان آگاه است و توشه برگيريد كه بهترين توشه تقوا و پرهيزكارى است. و از من پروا گيريد اى خردمندان».
همچنين از مردم خواست پس از انجام مناسك به جاى اين كه از پدرانشان به تفاخر ياد كنند، به ذكر خدا بپردازند؛ فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّٰهَ كَذِكْرِكُمْ آبٰاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً... 2در مورد افتخارات موهوم اعراب در موسم حج، مفسران و مورخان آوردهاند كه: قريش و همپيمانانشان، قبائل مجاور حرم، «كنانه و خزاعه» (حُمس) 3 از وقوف به عرفات همراه ساير مردم خوددارى كرده و مىگفتند ما اهل حرم هستيم و از حرم خارج نمىشويم و چون عرفه خارج حرم است، در عرفه وقوف نمىكنيم و در مزدلفه (مشعر) مىماندند