129و از آنجا كوچ مىكردند، 1 به خصوص پس از واقعۀ فيل و ابرهه.
قريش با احساس غرور و عظمت به عنوان «اهلاللّٰه»، خود را متولّيان بيت خوانده و مىگفتند: احدى از عرب به منزلت ما نمىرسد! و با اين كه مىدانستند عرفه از مشاعر عظام است و از زمان حضرت ابراهيم يكى از مواقف بوده، وقوف به عرفه را ترك مىكردند و نيز معتقد بودند كسى كه از خارج حرم براى حج يا عمره مىآيد نبايد از غذايى تناول كند كه از خارج حرم آورده است و بايد در لباس «حُمس» طواف كند و اگر نتوانست لباس آنها را تهيه كند بايد برهنه طواف نمايد. 2قرآن كريم بر اين افكار موهوم و سنتهاى غلط خط بطلان كشيد.
همه مردم را به وقوف در عرفات و افاضه از آنجا كه محل افاضه ديگر مردم است و استغفار از گناهان، فرا خواند؛ ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ 3بارى، با درخشش خورشيد جهانتاب اسلام و گسترش دعوت آسمانى قرآن ديوارهاى تبعيض فرو ريخت و مساوات و عدل اسلامى استقرار يافت و جامعه توحيدى به دست مبارك پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بنيان نهاده شد.
يكى از قلّههاى بلند تحقق چنين آرمانى، فتح مكه بود كه در جريان آن، آخرين دژ مشركان و سنگرهاى شرك و جاهليت عرب سقوط كرد و هنگامى كه رسول خدا مكه را از سلطۀ مشركين آزاد ساخت و وارد مسجدالحرام شدند و به درون كعبه راه يافتند و اين كلمات را همصدا با