129حسين(ع) هديهاى گرانبها آوردند، و آنان كه به زيارت كوى عارفان رفتند و از زمزم اسماعيل، تحفهاى جانبخش آوردند، و اين دو را درهم آميختند، گلى پديد آمد، كه صفاى اسماعيل ذبيح و عطر حسين شهيد را همراه داشت.
دانههاى گلى، به صورت «تسبيح» درآمد، منظومهاى بلند از فداكارى، و كهكشانى بىانتها از خداگونگى و خلوص.
كدام گل بود كه به اندازۀ اين «تربت آميخته به زمزم» مىارزيد؟ و كدام گل بود كه به خوشبويى «تسبيح تربت» بود؟!
وقتى آب زمزم به تربت كربلا نوشانده شود، وقتى عطر خون «ثارالله» با خاك نينوا عجين گردد، «تربت سيدالشهدا» پديد مىآيد، كه در دست ذاكران، «ذكر» مىگويد، و از سجدهگاه ساجدان،نور ابديت تا عرش، تنوره مىكشد.
آرى... تسبيح تربت، يك قصيدهاى صد بيتى است!
واژههايش، همه عاشورايى،
و... تركيبش، كربلايى! و وزن و آهنگش، «زهرايى»...
* * *
قصيدۀ صد بيتى «تربت»،