82خوشتان نمىآيد،سؤال نكنيد،آيا منظور از حج،حج تمتّع است،يا مفهوم ديگرى داشت كه آن شخص ظرفيت پاسخ را نداشت،چرا پيامبر صلى الله عليه و آله ناراحت شد؟
پاسخ: در شأن نزول آيه 97 سوره آل عمران،در كتب تفاسير،از على بن ابى طالب عليه السلام نقل است كه فرمود:«روزى پيامبر صلى الله عليه و آله خطبهاى خواند و دستور خدا را دربارۀ حج بيان فرمود،شخصى به نام عكاشة بن محصن گفت:آيا اين دستور براى هر سال است و همه سال بايد حج بهجا آوريم؟ 1پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به سؤال او پاسخ نگفت، ولى او لجاجت كرد،دو بار يا سه بار سؤال خود را تكرار نمود،پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«واى بر تو،چرا اين همه اصرار مىكنى،اگر در جواب تو بگويم بلى،حج در همه سال،بر همه شما واجب مىشود و اگر در همه سال واجب باشد،توانايى انجام آن را نخواهيد داشت و اگر با آن مخالفت كنيد،گناهكار خواهيد بود.بنا بر اين،تا وقتى چيزى به شما نگفتهام،روى آن اصرار نورزيد،زيرا [يكى از] امورى كه باعث هلاكت [بعضى از] اقوام گذشته شد،اين بود كه لجاجت و پر حرفى مىكردند و از پيامبرشان زياد سؤال مىنمودند.پس وقتى به شما دستورى مىدهم،به اندازۀ توانايى خود آن را انجام دهيد و هنگامى كه شما را از چيزى نهى مىكنم،خوددارى كنيد.»آيه فوق 97 (آل عمران) نازل شد و آنها را از اين كار بازداشت حال،با توجه به آياتى كه صريحاً دستور مىدهد كه مردم آنچه را نمىدانند از اهل اطلاع،سؤال نمايند:
«فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ» 2
اگر نمىدانيد از اهل اطلاع سؤال كنيد.
منظور از آيه اين نيست كه راه سؤال و پرسش و فراگيرى مطالب را بر مردم ببندد، بلكه منظور،جلوگيرى از سؤالهاى نابجا و بهانهگيرىها و لجاجتهاى بى مورد