118چون هدف مهم در اين نيايش ويژه،ذات خداى سبحان و لقاى اوست،نه اسمى از اسماى حسناى حضرتش.
بر اساس اين روايت،حج سيرى است به سوى خدا و رفتن براى ديدار او و تلاش براى نزديكى به خدايى كه در عين علو و والايى،نزديك و در عين نزديكى بس والا و بالاست: «فى عُلُوِّهِ دَانٍ وَ فِى دُنُوِّهِ عَالٍ» 1و نيل به جوار كسى است كه از رگ گردن به آدمى نزديكتر است: «أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» 2و روشن است كه بنده جز با توحيد دائم و ناب و جز با طرد كردن شرك جلى و خفى به مولايش تقرب نمىجويد و حج بهترين جلوه تجلى توحيد و طرد شرك است.
شاهد ديگر،سخن پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله است كه در سفر حج پس از گذاشتن جهاز بر راحلهاش فرمود:اين حجى است كه در آن نه ريائى است و نه سمعهاى: «هذِهِ حَجةٌ لا رِيَاءَ فيها و لا سُمْعَةٌ» سپس فرمود:هر كس توشۀ حج فراهم آورد و در توشهاش چيز حرامى باشد،خداوند حج او را نخواهد پذيرفت: «مَنْ تَجَهَّزَ وَ فِى جِهَازِهِ عَلَمٌ حَرَامٌ لَمْ يَقْبَلَ اللّهُ مِنْهُ الْحَجَّ.» 3
مطلب مزبور را از كلام ديگر آن حضرت مىتوان استفاده كرد،كه فرمود:
حجرالاسود به منزلۀ دست راست خدا در زمين براى ميثاق است: «اِسْتَلِمُوا الرُّكْنَ فَإِنَّهُ يَمِينُ اللّٰهِ فِى خَلْقِهِ يُصَافِحُ بِهَا خَلْقُهُ مُصَافحَةَ الْعَبْدِ أو الّرجل،يَشْهَد لِمَنْ اسْتَلَمَهُ بِالمُوافاة.» 4
با تدّبر در اين بيانها روشن مىشود كه حج نمونهاى از توحيد جامع است و در اين فرمودۀ الهى متجلّى است: «تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ أَلاّٰ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ لاٰ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لاٰ يَتَّخِذَ بَعْضُنٰا بَعْضاً أَرْبٰاباً مِنْ دُونِ اللّٰهِ» 5.
حاصل آنكه:حج،توحيد ممثل است و توحيد همان فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن سرشته است و دگرگونى براى آن نيست.