111آميختگى عميق است.هر فردى در حج از تلبيه شروع مىكند،يعنى جواب خدا را مىدهد.كسى كه مىگويد لبيك،يعنى صدايى را باور كرده است وقتى لبيكها را تكرار مىكند،يعنى دعوتهاى زيادى را شنيده و داعىهايى وجود دارند و ما وقتى به دعوت خدا جواب مىدهيم،يعنى به ساير دعوتها پشت كردهايم چون حمد و نعمت و مُلك را از او مىدانيم و معتقديم كه سپاس و شكر از آنِ خداست. 1بانگ برداشتن به ذكر لبيك،كه حكايت از پاسخ گفتن حجاج به دعوت الهى دارد،مناسك را جلوهاى خاص مىبخشد.هنگامى كه در قربانگاه در سرزمين منا مىآييم تعجب مىكنيم از اينكه اين همه قربانى براى چيست؟ اصولاً مگر ذبح حيوان مىتواند حلقهاى از مجموعه يك عبادت باشد؟ اما هنگامى كه مسأله قربانى ابراهيم عليه السلام را به خاطر مىآوريم،كه عزيزترين عزيزانش و شيرينترين ثمرۀ عمرش را در ميدان عشق به خدا و در راه او ايثار كرد و اين سنگ بناى سنت قربانى در منا شد،به فلسفه اين كار پى مىبريم.
قربانى كردن رمز گذشتن از همه چيز در راه معبود است 2،قرآن كريم در باره مىفرمايد:
«لَنْ يَنٰالَ اللّٰهَ لُحُومُهٰا وَ لاٰ دِمٰاؤُهٰا وَ لٰكِنْ يَنٰالُهُ التَّقْوىٰ مِنْكُمْ...» 3
نه گوشتها و نه خونهاى آنها،هرگز به خدا نمىرسد آنچه به او مىرسد تقوا و پرهيزگارى شماست.
بنا بر اين قربانى كننده با فدا كردن اموال خود نشان مىدهد كه در برابر امر خداوند تسليم است و قربانى كردن مظهرى است براى تهى نمودن قلب از غير ياد خدا،از اين رو هنگامى مىتوان از اين مناسك بهره تربيتى كافى گرفت كه تمام صحنههاى ذبح