98خيبر را چهارده هزار نفر نوشته است. واقدى 634/2 و ديگران گفتهاند: ده هزار نيروى جنگجو و هزار زرهپوش در خيبر وجود داشت. يعقوبى 56/2 تعداد جنگجويان آنان را بيست هزار نفر نوشته است. يهوديان خيبر در هفت قلعه مستحكم سنگى كه بر بالاى كوه بنا شده بود زندگى مىكردند كه به روايت ياقوت حَمَوى در معجم البلدان 409/2 عبارت بود از ناعِم، قَمُوص، شِقّ، نَطات، سُلالم، وَطيح و كَتيبه. داخل قلعهها چاه آب و مواد غذايى به مقدار زيادى وجود داشت و ساكنين آنها مىتوانستند داخل دژها سنگر گرفته و تا يك سال در مقابل دشمن مقاومت كنند. قلعههاى سنگى نفوذناپذير و جمعيت زياد و سلاح فراوان و حتى منجنيق، خيبر را به قدرت بزرگى تبديل كرده بود بهطورى كه كليه يهوديان حجاز تحت نفوذ آنان بودند و چشم اميد به آنجا داشتند و اكثر جنگها و شورشهايى كه يهوديان و يا حتى قريش بر ضد حكومت پيامبر راه مىانداختند به نوعى با خيبر ارتباط داشت. شكست يا پيروزى خيبر در مصاف با مسلمانان براى قريش بىنهايت مهم و سرنوشتساز بود تا آنجا كه سران قريش مانند صفوان، سهيل و ابوسفيان بر سر اين امر شرطبندى كردند.
ابن اسحاق 193/ گويد: قبلاً رسول خدا(ص) نامهاى به يهود خيبر نوشته و آنان را به اسلام دعوت كرده بود ولى آنان نپذيرفته بودند. بارى، صلح حديبيه امنيت ناحيه جنوب را تأمين كرد اما امنيت نواحى شمال با وجود يهوديان خيبر تضمينى نداشت. بهويژه كه واقدى 530/2 مىنويسد: چون خبر اعدام بنىقريظه به خيبر رسيد يهوديان گرد هم آمدند، رئيس آنان سَلاّم بن مِشْكم گفت: محمد از كار يهوديان مدينه آسوده گشت و