56رسيده، اگر نيكى كنيد و به او باز گردانيد ما اين كار را دوست داريم و اگر نپذيريد آن غنيمتى است كه خداوند به شما ارزانى داشته و شما به آن سزاوارتريد». مسلمانان گفتند: اى رسول خدا بلكه به او باز مىگردانيم. ابوالعاص به مكه آمد و اموال مردم را به صاحبانشان باز گرداند. آنگاه گفت من هم اكنون گواهى مىدهم خدايى جز خداوند يكتا نيست و محمد فرستاده اوست. همانا من در مدينه اسلام آوردم و فقط به اين جهت در مدينه نماندم چون بيم آن داشتم كه شما تصور كنيد من براى آنكه اموال شما را تصرف كنم ايمان آوردهام. آنگاه به مدينه بازگشت و پيامبر زينب را دوباره به نكاح ابوالعاص درآورد.
جنگ بنىمصطلق
بنى مُصْطَلِق تيرهاى از قبيله خزاعه به شمار مىآمدند و با بنىمُدْلِج هم پيمان بودند و در ناحيه فُرْع كنار آب مُرَيسِيع منزل داشتند. به همين مناسبت به اين غزوه مُرَيسِيع نيز مىگويند. مريسيع در دوازده فرسنگى كنار دريا بين راه مكه و مدينه قرار داشت و تا مدينه حدود سى فرسنگ فاصله داشت. رئيس و سالار ايشان حارث بن ابىضرار بود. او از قبيله خود و ديگر اعراب افرادى فراهم كرد و تعدادى اسب و سلاح خريد و به قصد جنگ با پيامبر آماده شد.
رسول خدا(ص) با اطلاع از اين تصميم بُريدة بن حُصيب اسْلَمى را براى تحقيق فرستاد. بُريده به سوى بنىمصطلق رفت و با حارث رئيس آنان گفتگو كرد. آنگاه نزد حضرت بازگشت و صحت خبر را تأييد كرد. پيامبر مردم را براى جنگ با بنىمصطلق فرا خواند. مسلمانان كه به روايت ابن كثير 297/3