48شد. بىشك اين آخرين تلاش و كوشش طاقتفرسايى بود كه مشركان براى نابودى اسلام به كار گرفتند ولى به اهداف خود نرسيده و دست خالى مدينه را ترك كردند.
جنگ بنىقريظه: جنگ بنىقريظه در حقيقت بخش پايانى جنگ خندق است، به اين بيان كه بنىقريظه نيز قسمتى از سپاه احزاب بهشمار مىرفتند كه در داخل مدينه بر ضد مسلمانان تحركاتىرا شروع كرده بودند. چون مشركان از جنگ خندق به مكه بازگشتند بنىقريظه به شدت ترسيدند و گفتند محمد به جنگ ما خواهد آمد. براى همه روشن بود كه خيانت بسيار بزرگ بنىقريظه و بيعتشكنى آنان به هيچوجه قابل عفو و اغماض نبود، از اينرو خود آنان هم اميدى به زندهبودن نداشتند و مجازات جرم خود را قتل مىدانستند.
رسول خدا(ص)، بلال را فرمود تا در ميان مردم اعلام كند هر كس فرمانبردار خدا و رسول اوست بايد نماز عصر را جز در بنىقريظه نخواند.
آنگاه پرچم را كه همچنان به حالت خود باقى و پس از بازگشت از خندق باز نشده بود به دست على(ع) سپرد و او را همراه سى نفر از خزرج به سوى بنىقريظه گسيل داشت. رسول خدا ابتدا يهوديان را به پذيرش اسلام دعوت كرد اما آنان نپذيرفتند و به ناچار محاصره ادامه پيدا كرد و هر دو گروه به سوى يكديگر تيراندازى مىكردند. بنىقريظه مدتى در محاصره به سر بردند و از سوى مسلمانان به آنان تيراندازى مىشد. يهوديان بنىقريظه نَبّاش بن قيس را براى مذاكره فرستادند، او گفت ما به همانگونه كه بنىنضير تسليم شدند تسليم مىشويم. پيامبر(ص) فرمود: «نه، مگر آنكه تسليم فرمان من شويد».