36اين لحاظ بوده كه قتل عمرو بن عبدوُدّ كمرنگ شود و از عظمت آن كاسته گردد و الا پرواضح است كه جداشدن يك گروه چند صد نفرى از بدنه سپاه ده هزار نفرى چندان ضربهاى بر آن وارد نمىكند، حتى اگر موقعيت سوقالجيشى آن گروه اقليت مهم و خطير باشد. اين نيز روشن است كه بنىقريظه توان ايجاد رعب و وحشت و ناامنكردن داخل مدينه و در نهايت به خطر انداختن جان زنان و كودكان را داشتهاند ولى به هيچ وجه توان مقابله با مسلمانان و شكست آنان را نداشتند.
جنگ احزاب پايان اقتدار قريش
ابوسفيان مىخواست از رشد و گسترش دين خدا و حكومت پيامبر(ص) جلوگيرى كند و به سلطه بىمعارض قريش در حجاز تداوم بخشد و موقعيت رياست خود را كه به سبب عدم حضورش در بدرالموعد دچار ضعف شده بود سر و سامان بخشد. به اين سبب با به كار گرفتن تمام توان خود سپاه عظيم دههزار نفرى احزاب را بسيج نمود. او مطمئن بود كه در پناه چنين سپاهى مىتواند پيامبر را بكشد و مدينه را ويران كند. با اين حال جز اينكه مدتى مسلمانان را محاصره و اذيت كرد كار ديگرى نتوانست انجام دهد و سرانجام با پذيرش شكست سرافكنده به مكه بازگشت. در واقع پايان جنگ احزاب به سود مسلمانان و به ضرر مشركان تمام شد. موقعيت رهبرى ابوسفيان در نظر مردم مكه متزلزل گشت و حيثيت و عظمت قريش در بين قبايل درهم شكست و بسيارى از عربهاى حجاز متوجه شدند كه نيروى خارقالعادهاى مسلمانان را يارى مىدهد. بىشك اين آخرين تلاش و كوشش طاقتفرسايى بود كه مشركان براى نابودى اسلام به كار گرفتند،