37ولى به اهداف خود نرسيده و دست خالى مدينه را ترك كردند. از اين به بعد بود كه ديگر ستاره بخت و اقتدار قريش رو به افول گراييد. در مقابل حضور مقتدرانه سپاه اسلام در بسيارى از مناطق حجاز توانمندى بىبديل اسلام را به منصه ظهور گذاشت و اين قدرت تا آنجا پيش رفت كه سرانجام مكه نيز در برابر آن سر فرود آورد و سقوط كرد.
جنگ بنىقريظه
جنگ بنىقريظه در حقيقت بخش پايانى جنگ خندق است، به اين بيان كه بنىقريظه نيز قسمتى از سپاه احزاب بهشمار مىرفتند كه در داخل مدينه بر ضد مسلمانان تحركاتى را شروع كرده بودند. چون مشركان از جنگ خندق به مكه بازگشتند بنىقريظه به شدت ترسيدند و گفتند محمد به جنگ ما خواهد آمد. حُيى بن اخطب نيز پس از بازگشت قريش و غطفان براى آنكه به عهدش با كعب بن اسد عمل كند به قلعه بنىقريظه رفت و همراه آنان بود. براى همه روشن بود كه خيانت بسيار بزرگ بنىقريظه و بيعتشكنى آنان به هيچوجه قابل عفو و اغماض نبود و خيانت آنان به مراتب از خيانت بنىقينقاع و بنىنضير بدتر و بزرگتر بود. از اينرو خود آنان هم اميدى به زندهبودن نداشتند و مجازات جرم خود را قتل مىدانستند.
واقدى 496/2 گويد: روز بيست و چهارم ذىالقعده سال پنجم هجرت مسلمانان از اطراف خندق به مدينه بازگشتند. جبرئيل نزد پيامبر(ص) آمد و گفت خداوند تو را امر مىكند كه رهسپار ديار بنىقريظه شوى و هماكنون من بر سر ايشان مىروم و در قلعههاىشان زلزله مىافكنم.