142شيخ مفيد 88/ گويد: رسول خدا(ص) همراه صحابه در خارج مدينه به استقبال على(ع) رفت. هنگامى كه چشم على به آن حضرت افتاد از اسب پياده شد. پيامبر فرمود:
«اِرْكَبْ فَإِنَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ رَاضِيَانِ عَنْكَ».
سوار شو كه همانا خدا و رسولش از تو خشنود هستند.
اميرالمؤمنين از شادى گريست. آنگاه پيامبر(ص) فرمود: «اى على اگر بيم آن را نداشتم كه طوايفى از امتم آنچه را كه نصارا درباره عيسى بن مريم گفتهاند بگويند امروز دربارهات سخنى مىگفتم كه هيچگاه بر گروهى نگذرى مگر آنكه خاك زير پاى تو را (براى تبرك) برگيرند». در تفسير فرات كوفى 598/ آمده است: پيامبر(ص) با رداى خود غبار از صورت على(ع) پاك كرد و پيشانيش را بوسيد و در حالى كه مىگريست به اصحاب فرمود:
«مَعاشِرَ أَصْحابِي لا تَلُومُونِي فِي حُبِّي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طالِبٍ، فَإِنَّما حُبِّي عَلِيّاً مِنْ أَمْرِ اللهِ وَ اللهُ أَمَرَنِي أَنْ أُحِبَّ عَلِيّاً وَ أُدْنِيَهُ».
اى ياران من مرا براى علاقهام به على بن ابىطالب سرزنش نكنيد، همانا علاقه من به على از ناحيه خداست، خداوند مرا فرمان داد تا على را دوست داشته باشم و مقرّب بدارم.
بسيارى از مفسران و محدثان شيعه نوشتهاند سوره العاديات درباره اين سريه نازل شده است.
فتح مكه