108چون پهلوانان نامدار خيبر و در رأس آنان مرحب به دست على(ع) كشته شدند و قلعه قموص كه مهمترين و بزرگترين قلعه خيبر بود سقوط كرد. كنانة بن ابىالحُقيق از رسول خدا درخواست صلح نمود و حضرت هم پذيرفت. در نتيجه قلعههاى وَطيح و سلالم بدون جنگ و خونريزى تسليم سپاه اسلام گرديد. واقدى 670/2 گويد: كنانة شَمّاخ يهودى را براى انعقاد صلح نزد پيامبر فرستاد. حضرت ضمن مصالحه بر يهوديان منت گذاشت، تمامى مردان، زنان و كودكان را بخشيد و آزاد كرد و از اسارت و كشتن آنان به اين شرط صرف نظر كرد كه كليه اموال خود را بگذارند و فقط با لباسى كه بر تن دارند از خيبر كوچ كنند. ابن اسحاق 352/3 گويد: يهوديان به رسول خدا(ص) عرض كردند ما صاحبان اين نخلها هستيم و به اصلاح امور و آبادى آنها آگاهتريم، حاضريم در اينجا بمانيم و براى شما كار كنيم. پيامبر به اين شرط پذيرفت تا هر زمانى كه حضرت بخواهد بمانند و هر وقت كه آنان را نخواست كوچ كنند و بروند.
بىشك اداره سرزمين وسيع خيبر و اصلاح امور كشاورزى و باغدارى آن با توجه به فاصله زيادى كه با مدينه داشت براى پيامبر(ص) مشكل بزرگى بود. لذا سپردن آن به دست يهوديان هم از اين جهت صلاح بود و هم از آوارهشدن هزاران انسان جلوگيرى مىكرد. به اين ترتيب با عفو و رحمت بىكران پيامبر ديگر بار سرزمين خيبر در دست يهود قرار گرفت.
كاروانى از سرزمين خاطرهها