99اين و آنچه عيسى آورده هر دو از يكجا فرود آمده است، برويد كه به خدا سوگند هرگز آنان را به شما تسليم نخواهم كرد.
نيرنگ جديد عمروعاص
عمروعاص از اينكه در مأموريت خود شكست خورد بسيار خشمناك شد و به نقل ابن اسحاق 360/1 به عبدالله بن ابىربيعه گفت: به خدا سوگند فردا نزد نجاشى مىروم و اينان را ريشهكن مىكنم. عبدالله او را از اينكار برحذر داشت ولى او نپذيرفت. صبح روز بعد نزد نجاشى رفت و گفت: پادشاها اينان درمورد عيسى بن مريم سخن عجيبى مىگويند، آنان را احضار كن و از آنچه درمورد عيسى مىگويند بپرس.
نجاشى دوباره مهاجران را احضار كرد و پرسيد: شما درباره عيسى بن مريم چه مىگوييد؟ جعفر بن ابىطالب گفت: همان را مىگوييم كه پيامبرمان درباره وى آورده است. او بنده و فرستاده خدا و روح و كلمه اوست كه وى را به مريم دوشيزه پاكدامن القا كرده است. نجاشى خم شد و از روى زمين پاره چوبى نازك برداشت سپس گفت: به خدا سوگند عيسى بن مريم از آنچه گفتى به اندازه اين پاره چوب هم بالاتر نيست. برويد كه شما در سرزمين من در امان هستيد و كسى كه به شما ناسزا بگويد جريمه مىشود. آنگاه به مأموران دستور داد تا هداياى هيئت قريش را بازگردانند.
عمروعاص وقتى از راه سياسى نتوانست كارى انجام دهد تصميم گرفت طرح قتل جعفر بن ابيطالب را عملى كند اما در اينكار هم موفق نشد. سرانجام هيئت قريش شكستخورده و رسوا به مكه بازگشت.