153هرگز! او به زودى خواهد آمد. من از اينجا تكان نمىخورم تا پسرعمويم و برادرم درراه خداى عز و جل و محبوبترين فرد خاندانم نزدم بيايد، او با قرار دادن جان خود در برابر مشركان مرا حفظ كرد.
هجرت اميرالمؤمنين
اميرالمؤمنين(ع) به دستور رسول خدا(ص) در مكه ماند و اعلام كرد هر كس نزد محمد امانتى دارد بيايد بگيرد. پس از سه شبانه روز توقف در مكه و سپردن امانتها به صاحبانشان همراه فاطمه دختر رسول خدا، فاطمه بنت اسد مادر خود، فاطمه دختر زبير بن عبدالمطلب، سُوده همسر رسول خدا و امكلثوم دختر آن حضرت از راه ذىطُوى رهسپار يثرب گرديد. به روايت شيخ طوسى در امالى 470/ جاسوسان قريش از هجرت دستهجمعى على آگاه شدند و به تعقيب آنان پرداختند. در منطقه ضَجْنان به كاروان على(ع) رسيدند و از او خواستند كاروان را به مكه باز گرداند. حضرت قهرمانانه به دفاع برخاست و قريشيان را سخت تهديد كرد و فرمود هر كس مىخواهد بدنش قطعه قطعه و خونش ريخته شود نزديك بيايد! قريشيان چون با اين پاسخ كوبنده روبرو شدند از درگيرى با على(ع) خوددارى كرده به مكه بازگشتند. على كه نوجوانى بيست و سه ساله بود زنان را سوار بر مركب كرد و خود پياده راه پيمود و به لحاظ طولانى بودن مسافت پاهاى وى به سختى مجروح و از آنها خون جارى شد. او همراه كاروان كوچك خود شبها راه مىرفت و روزها پنهان مىشد تا سرانجام روز پانزدهم ربيعالاول به