137حبس، يا بيمار و يا ناتوان از هجرت بودند. اين كار براى ستمديدگان مكه گشايشى بود و براى سران شرك گرفتارى. قريش از اينكه يثربيان پيمان بسته بودند از رسول خدا در مقابل دشمنانش دفاع كنند سخت نگران شدند. به روايت ابنسعد 227/1 چون مشركان ديدند ياران رسول خدا زنان و فرزندانشان را هم همراه خويش به مدينه مىبرند دانستند كه آنجا پايگاه مسلمانان خواهد شد و بيم آن داشتند كه پيامبر نيز به مدينه برود. از اينرو در روزهاى پايانى ماه صفر سال چهاردهم بعثت جلسه اضطرارى مشركان در دارالنَّدْوَه تشكيل شد. در شمار شركتكنندگان اختلاف است، كمترين رقم آن را پانزده نفر نوشتهاند.
پس از انعقاد مجلس، مشكل بزرگ شهر مكه كه بعثت پيامبر بود مطرح شد و هر يك از اعضا در پى چارهانديشى برآمدند، به روايت ابن اسحاق 125/2 يكى گفت محمد را به زنجير كشيده زندانى كنند تا زمانى كه مرگ وى فرا رسد. در رد اين نظريه گفته شد بنىهاشم و ياوران محمد به هر وسيلهاى كه باشد نجاتش خواهند داد. ديگرى پيشنهاد كرد كه او را از مكه اخراج و تبعيد كنند. اين نظريه هم پذيرفته نشد، زيرا در رد آن گفتند هر كجا كه برود با بيان سحرآميزش پيروانى پيدا خواهد كرد. ابوجهل گفت از هر قبيله جوانى دلير و طايفهدار انتخاب شوند، آنگاه دستهجمعى به يكباره بر محمد حمله برده و او را به قتل برسانند. بنىهاشم كه نمىتوانند با همه طوايف بجنگند ناچار به گرفتن ديه راضى مىشوند و ديه او را مىپردازيم.
اين پيشنهاد به اتفاق آراء تصويب شد. آيه سى سورۀ انفال به اين مورد اشاره دارد: