126نزد قبيله قدرتمند بنىعامر رفت و آنان را به سوى خدا فرا خواند، يكى از بزرگان آنان به نام بَيحَرَة بن فِراس با اشاره به سوى پيامبر(ص) گفت: به خدا اگر من اين جوان را از دست قريش مىگرفتم به وسيله او مىتوانستم عرب را بخورم. سپس به رسول خدا گفت: اگر ما در اين امر از تو پيروى كنيم و سپس خدا تو را بر مخالفانت پيروز گرداند، پس از خود اين امر (حكومت) را به ما وامىگذارى؟ پيامبر(ص) فرمود:
«اَلأَمْرُ إِلَى اللهِِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشاءُ».
اين كار به دست خداست، هر كجا كه بخواهد آن را قرار مىدهد.
لذا بَيحَرَه دعوت پيامبر را نپذيرفت. از اين مطلب دو اصل بسيار مهم استنباط مىشود؛ يك اينكه امامت و رهبرى دنباله و در امتداد رسالت و نبوت است و ديگر اينكه امامت و خلافت انتصابى است نه انتخابى و تعيين آن با خداوند حكيم است.
اولين مسلمانان يثرب
خبر بعثت رسول خدا(ص) كم و بيش به يثرب رسيده بود و يثربيان دورادور از آمدن پيامبر جديد مطلع بودند هر چند از ظواهر ملاقات نخستين گروه آنان با پيامبر چنين استفاده مىشود كه ايشان قبلاً از بعثت رسول خدا چندان اطلاعى نداشتهاند. بارى، شايد اواخر سال دهم و اوايل سال يازدهم بعثت بود كه چند ملاقات پراكنده بين برخى از يثربيان و رسول خدا رخ داد كه زمينهاى براى ديدارهاى بعدى شد.
به گفته ابناسحاق 70/2 حضرت در سال يازدهم بعثت در موسم حج در عقبه مِنى كه بر سر راه مكه است با شش نفر از مردم يثرب كه عبارت