120يثربيان و دلايل آن، هجرت مسلمانان از مكه به يثرب، توطئه قتل پيامبر و جريان غار ثور سخن خواهيم گفت.
بهسوى طائف
پس از درگذشت ابوطالب بزرگ پرچمدار توحيد و يگانه حامى رسول خدا گستاخى قريش در آزار و اذيت شدت يافت. به روايت ابنكثير 144/2 پيامبر فرمود:
«مَا زالَتْ قُرَيْشٌ كاعَّةً حَتّى تُوُفِّيَ أَبُوطالِبٍ».
قريش پيوسته در وحشت بودند تا آنكه ابوطالب درگذشت.
چون به گفته مَقْريزى در امتاع الاسماع / 27 جز ابوطالب كسى در بين طايفهاش و عموهايش از او دفاع نمىكرد. ديگر نه ابوطالب بود تا در خارج از منزل از او حمايت كند و نه خديجه تا در منزل او را دلدارى دهد و مرهمى بر زخمهايش بگذارد. از اين به بعد بود كه به نقل ابن اسحاق 57/2 زوائد شكمبه حيوان روى سر آن حضرت مىريختند و فرومايگان قريش بارها مىخواستند او را به قتل برسانند. رسول خدا وقتى ديد نصايح او بر دل سنگ قريش هيچگونه تأثيرى ندارد و مكه هم براى او جاى امنى نيست، تصميم گرفت به طائف برود به اميد آنكه قبيله ثقيف كه پس از قريش مهمترين قبيله عرب بود، به دين اسلام بگرود.
به روايت ابناسحاق 60/2 و طبرسى 54/ در طائف نزد سه برادر از بزرگان ثقيف به نام عبديالَيل، مسعود و حبيب پسران عمرو بن عُمير رفت و آنان را به پذيرش توحيد و دين اسلام و يارى خود فرا خواند. يكى