112چهار سالگى در سال دهم بعثت دنيا را وداع گفت. با رحلت ابوطالب مانع بزرگ قتل رسول خدا برطرف گرديد و كفار قريش خود را به آرزوى پليدشان نزديكتر مىديدند.
آنچه در زندگانى اين مرد بزرگ و قهرمان توحيد جلوهگر بوده و مىدرخشد فداكارى و ايثار و از خودگذشتگى و حماسه اسطورهاى وى در يارى دين خدا و حفظ جان رسولالله است. اگر نبود جانفشانىها و تلاش خستگىناپذير شيخ بطحا معلوم نبود كه مشركان خونخوار قريش چه بر سر پيامبر مىآوردند. به راستى كه وجود ابوطالب از مصاديق بارز تأييد الهى در حق پيامبرش بود.
قسطلانى در المواهب اللدنيه 135/1 از هشام كلبى روايت مىكند كه سرور عرب در آخرين لحظات زندگيش به هيچ چيز جز دين خدا و فرستاده او نمىانديشيد. او درباره رسول خدا خطاب به قريش و بنىهاشم چنين فرمود: «من شما را سفارش مىكنم كه به محمد نيكى كنيد، زيرا او امين قريش و راستگوى عرب است. او داراى تمام كمالاتى است كه من آن را به شما سفارش مىكنم. همانا او دينى آورده است كه دلها آن را مىپذيرد ولى زبانها از ترس سرزنش انكار مىكند. به خدا سوگند روزگارى را مىبينم كه ناتوانان عرب و افتادگان و مستضعفان دعوتش را پذيرفته و سخنش را تصديق و كارش را مهم تلقى كردهاند و او به كمك آنان مشكلات را حل كرده است. آنگاه سران قريش خوار، خانههاىشان ويران و ناتوانانشان قدرتمند مىشوند. عرب دوستيش را با او خالص كرده، دلهايش به فرمان او بوده و رهبرى خود را به او سپرده است. اى گروه قريش همگان در اطاعتش باشيد و حزب او را حمايت كنيد، به خدا