102
بازگشت عدهاى از مهاجران
كفار لجوج و ماجراجوى مكه وقتى نتوانستند از راه سياسى مهاجران را به حجاز بازگردانند و ماندن آنان هم در آنجا براىشان نگرانكننده بود، گويا ترفند جديدى به كار گرفتند و آن اينكه شايعهاى مبنى بر اسلام قريش ساختند تا با اين حيله مهاجران را به مكه بازگردانند. به روايت ابن اسحاق 3/2 خبر كذبى به مهاجران رسيد كه كفار مكه مسلمان شده و به رسول خدا ايمان آوردهاند و مسلمانان در آسايشند و ديگر از شكنجه و آزار خبرى نيست. در نتيجه عده زيادى از آنان به حجاز بازگشتند ولى نزديك مكه كه رسيدند معلوم شد اسلام قريش دروغ است. مهاجران درباره اينكه آيا به حبشه بازگردند و يا داخل شهر مكه شوند، به رايزنى پرداختند. سرانجام بيشتر آنان گفتند: حال كه ما تا اينجا آمدهايم بهتر است برويم و با اقوام و خويشاوندان ديدارى تازه كنيم. تعدادى با گرفتن پناه و عدهاى نيز بهطور پنهانى وارد شهر شدند، جز عبدالله بن مسعود كه دوباره به حبشه بازگشت.
آنگاه سران قريش چون از هيچ راهى نتوانستند تمامى مهاجران را بازگردانند و از ديگر سوى نيز شاهد گسترش اسلام در بين طوايف عرب بودند، اسلام حضرت حمزه نيز جان تازهاى به جبهه مسلمانان بخشيد. از اينرو تصميم قطعى گرفتند پيامبر را به قتل برسانند و بزرگترين مانع را از سر راه خويش بردارند. ابن عبدالبر در الدُّرَر 53/ گويد: قريش از ابوطالب خواستند محمد را تحويل دهد و فردى غير از قريش او را بكشد تا قريش مشكلى با بنىهاشم نداشته باشند و در مقابل ديه او را دو برابر بپردازند. ابوطالب به شدت با اين پيشنهاد مخالفت كرد.