103يعقوبى 31/2 مىنويسد: قريش مصمم بر كشتن رسول خدا(ص) شد، وقتى خبر به ابوطالب رسيد قصيدهاى حماسى در حمايت از پيامبر و تسليم نكردن او سرود.
عهدنامه بيدادگرى
يعقوبى 31/2 گويد: چون قريش دانستند كه نمىتوانند رسول خدا(ص) را بكشند و يقين كردند كه ابوطالب او را تسليم نمىكند و اشعار او نيز در حمايت از رسول خدا(ص) به گوش آنان رسيد تصميم گرفتند ابوطالب را در انزواى سياسى، اجتماعى و اقتصادى قرار دهند و چنان روزگار را بر او تنگ بگيرند كه ناچار شود دست از يارى رسول خدا بردارد و او را براى كشتن تسليم كند. ابن سعد 208/1 گويد: وقتى خبر حسن رفتار نجاشى در باره جعفر و يارانش و گرامى داشتن آنان به قريش رسيد، تحمل اين واقعه بر آنان دشوار آمد و سخت برآشفتند و تصميم گرفتند رسول خدا را بكشند.
از اين رو عهدنامهاى را تنظيم نمودند مبنى بر اينكه با بنىهاشم همغذا و همصحبت نگردند و در اجتماع آنان حاضر نشوند و با آنان خريد و فروش ننمايند و از آنان دختر نگيرند و به آنان دختر ندهند تا آنكه پيامبر را براى كشتن تحويل دهند، تمامى قريش متحد و مصمم شدند تا حضرت را پنهانى و يا آشكارا به قتل برسانند! آنگاه چهل نفر از سران بزرگ قريش اين صحيفه را امضا و به روايت يعقوبى 31/2 هشتاد مُهر بر آن زدند و داخل خانه كعبه آويزان كردند يا بنابر قولى نزد امجُلاس خاله ابوجهل گذاشتند. اين عهدنامه در اواخر سال ششم و يا