89است. خلوص در نيت خشكاندن آلودگىها و ناپاكىهاى عمل از ريشه است؛ يعنى بايد نفسانيت و خوديت را از ميان برداشت. دين را بايد براى خدا خالص كرد.
«أَلاٰ لِلّٰهِ الدِّينُ الْخٰالِصُ» 1 ؛
«آگاه باشيد كه براى خداست دينِ خالص.»
خداوند از انسان دين خالص طلب كرده است؛ بنابراين در دين، ديندارى و عبادت نبايد غير او را دخالت داد. هواهاى نفسانى و شوائب شيطانى دين را از خلوص مىاندازند و اگر ديانت و عبادت انسان ناخالص شد، خدا آن را پذيرا نيست.
اى برادر تو همان انديشهاى
ب: قصد تحول
هنگامى كه انسان در ميقات مىايستد، گذشتۀ سياه خود را در نظر گرفته، دعا و استغفار بر لب جارى مىكند. اينك هنگامِ تحول است و اينك زمانۀ آن است كه حاجى، انسانى دگر شود؛ لحظۀ تحقق تحولى عظيم است.
زندگى انسان نقطههاى عطفى دارد كه مىتواند تلنگرى به وجود انسان باشد.
كسانى كه از اين نقطههاى عطف بهره برده، راه خود يافتهاند، بردهاند و برندهاند و فوز و فلاح براى آنهاست. به گاهِ قصدِ احرام در مسجد شجره، اضطرابى عجيب وجود انسان را در بر مىگيرد، زبان انسان قفل مىشود، شعلههاى بيقرارى از نگاه انسان زبانه مىكشد و شرارههاى عشق بنمايۀ