201«و چون پروردگارت به فرشتگان گفت من در زمين خليفهاى مىآفرينم.»
در ادامه به عنوان معيارى كلى، ملاك خلافت را معرفى فرمود. خلافت الهى از آن كسى است كه جامع اسماء باشد و از خداوند تمامى اسماء را آموخته باشد:
«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمٰاءَ» 1 ؛
«و نامها را به تمامى به آدم بياموخت.»
انسانى كه به مقام خلافت نايل شد و خليفۀ الهى گشت، بايد تمامى اوصاف و ويژگىهاى خدا را واجد باشد؛ زيرا اقتضاى خلافت و جانشينى چيزى جز اين نيست. خليفۀ خدا آينۀ تمام نماى اوست، او خدا را با تمامى اوصاف و صفاتش نشان مىدهد، تنها تفاوتى كه ميان مقام خلافت و خدا وجود دارد، اين است كه هرچه خليفۀ خدا دارد، به اذن الهى دارد. برترين خليفۀ الهى وجود شريف نبى خاتم صلى الله عليه و آله است. تنها اوست كه كاملترين انسانها بلكه موجودات روى زمين است؛ بنابراين شهرى كه آرامگاه پيامبر است، بهرهاى از خلافت الهى داشته، اوصاف حق در آن نمايان است.
وجود شريف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ابعادى دارد كه مهمترين آن پيوند و نسبت ايشان با قرآن كريم است.
«إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنٰا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلاً»
2
؛