159«لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ مِنْكُمْ إِذَا قَامَ فِي صَلاَةٍ فَرِيضَةٍ أَنْ يُقْبِلَ بِقَلْبِهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ لاَ يَشْغَلَ قَلْبَهُ بِأَمْرِ الدُّنْيَا، فَلَيْسَ مِنْ عَبْدٍ يُقْبِلُ بِقَلْبِهِ فِي صَلاَتِهِ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى إِلاَّ أَقْبَلَ اللَّهُ إِلَيْهِ بِوَجْهِهِ وَ أَقْبَلَ بِقُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَيْهِ بِالْمَحَبَّةِ بَعْدَ حُبِّ اللَّهِ إِيَّاهُ». 1«همانا من دوست مىدارم از شماها مرد مؤمنى را كه وقتى در نماز واجبى ايستاد، اقبال و توجه قلبىاش به سوى خداى تعالى باشد و قلبش را به كار دنيا مشغول نكند. بندهاى كه در نمازش به سوى خدا با قلبش توجه كند خداوند به سوى او به وجهش رو مىكند، و قلوب مؤمنان را به سوى او متوجه مىكند.»
سپس امام راحل قدس سره مراتب حضور قلب در نماز را بيان مىكند. 2اولين مرتبۀ حضور قلب اين است كه نمازگزار به طور اجمالى توجه كند كه نماز سراى معبود است، نماز توسل به اسماى الهى است، مثل اينكه شخصى قصيدهاى در مدح يك نفر بسرايد و آن را كودكى بخواند. كودك از اين قصيده همين اندازه مىفهمد كه در وصف و ثناى شخصى است.
مرتبۀ دوم، حضور قلب تفصيلى در نماز است. بدين معنا كه نمازگزار بايد به معانى اركان و اذكارى كه در نماز مىگويد واقف باشد و در حين نماز به آنها توجه كند.
سوم، حضور قلب در معبود است چه به صورت تجليات افعالى و چه به گونۀ تجليات اسمائى و صفاتى و چه به نحو تجليات ذاتى؛ يعنى عابد سالك بداند و شهود كند كه تمام افعال، صفات و ذوات پرتو تجلى اوست.