160
3. نماز وصال و فنا
نماز حقيقى چيزى جز وصال به محضر ربوبى نيست. اگر در نماز قلب خاشع باشد و دل انسان حاضر، نماز وصال حاصل مىآيد. حضور قلب در نماز، انسان را تا وصال حق بالا مىبرد. اهل حقيقت، نماز شهود محبوب اقامه مىكنند. اهل كشف، حضور معشوق را در نماز مىچشند. اگر نماز نور چشم است، بايد با چشمان عيان سراغ آن رفت و به گونهاى نماز گزارد كه گويا انسان مخاطب خويش را مىبيند. بندۀ نمازگزار با قوت ايمان و يقين به بصيرت رسيده، جلوههاى رحمانى را در نماز به شهود مىنشيند. بندۀ سالكى كه قلبى هميشه حاضر دارد، در نماز به مقام جمع الجمعى رسيده و تا حضرت احديت رفعت يافته است. او در اين مقام از ماسواى حق خالى شده و به حق بقا يافته است، او قيامش، ركوعش و سجودش همراه با وصل و فناست. شواغل و شوائب دنيوى نمىتوانند حضور قلب را از او بستانند. نور عرفان هميشه در جان او روشن است و اشارات معنوى نماز، او را به سر منزل مقصود مىرساند.
عارفان گاهى به اين درجه، مقام غرق مىگويند. اگر سالك در ارتباط با خدا به مرتبهاى دست يابد كه تنها متوجه محبوب خويش باشد و از هر چيز ديگرى منصرف، او غرق معشوق شده است.
خواجه عبد اللّٰه انصارى براى اشاره به اين رتبه به آيۀ ذبح اسماعيل استناد مىكند 1: