105كه وارد ميدان حج و عمره شد بايد با تمام جد و جهد خود را براى درك نفحات الهى مهيا كند و در خود شوق ايجاد كند.
بر اساس حديثى، 1 مشتاق، اشتهاى طعام ندارد، مشتاق اهل لذت نيست، مشتاق با ديگران انس واقعى نمىگيرد، مشتاق آرام و قرار ندارد، مشتاق اهل آباد كردن دنيا نيست، مشتاق لباسى به تن ندارد، مشتاق بىمسكن است، كسى كه داراى شوق است شب و روز بندگى خدا مىكند، او هر لحظه انتظار ديدار مىكشد و با زبان شوق با خدا نجوا مىكند. او سرائر خود را براى حق بيان مىكند، او اهل رجاء است، خواب به ديدگانش نمىآيد، دنيا مراد او نيست، تمامى عادات را فرو گذارده است و در تمامى عمر با زبان حال به خدا لبيك مىگويد. جذبههاى الهى، او را مىربايد، واردات قلب، او را احاطه مىكند و شايق براى حضور رب انتظار مىكشد. براى شوق، محبت و عشق، انسان را به سمت تحصيل كمال و وصول به اوج انسانيت سوق ميدهد.
سالك مىداند كه رسيدن به قله ممكن نيست مگر بعد از عبور از پستىها. آنكه قصد قله دارد بايد از پستىهاى گناه و معصيت بگذرد و از آنها عبور كند. كندن لباس براى احرام، نزع ريشههاى غلّ، حسد، هوى و محبت دنيا از قلب است. نيت حاجى بايد اين باشد كه به اين عادات زشت باز نگردد، از متابعت هواى نفس فرار كند و چشم خود را بر زخارف و زينتهاى دنيا ببندد. امام زين العابدين عليه السلام در حديث شبلى سرّ كندن لباس را اينگونه بيان مىفرمايد:
«فَحِينَ تَجَرَّدْتَ عَنْ مَخِيطِ ثِيَابِكَ، نَوَيْتَ أَنَّكَ تَجَرَّدْتَ مِنَ الرِّيَاءِ وَ